الشيخ محمد علي الگرامي القمي
29
درسهائى از علوم قرآن (فارسى)
پشت تشك گذاشته ، چنين عملى از پيامبر بعيد است . علاوه بر اين به قول شما ، پيامبر فرموده كه : « القرآن خلف فراشى » . بنابراين ، اگر قرآن ، در زمان حضرت جمع آورى نشده باشد بايد مىفرمودند : « 1 » « آيات القرآن خلف فراشى » . ولى پيامبر فرموده : « القرآن خلف فراشى » . و ذكر « فى الصّحف و الحرير و القراطيس » هم منافاتى با قرآن جمع شده ندارد . يعنى قرآن جمع و منظم شده ، كه بخشى از آن ، در صحيفه است و قسمتى در حرير ، و مقدارى در قراطيس . ما هم گاهى مىگوييم : كتابى نوشتهام ، امّا بخشى از آن را در كاغذ كاهى ؛ مقدارى را در كاغذ سفيد ، و قسمتى از آن را هم در پارچه نوشتهام . بنابراين با تنظيم و ترتيب منافات ندارد . بعد هم كه پيامبر فرمود : « فخذوه » يعنى قرآن را بر داريد « و اجمعوه » يعنى : ته بندى كنيد و اينها را به هم متصل نموده و يكى كنيد . و احتمال دارد مراد از « و اجمعوه » يعنى مواظب باشيد قرآن پراكنده نشود . لذا بعدش « و لا تضيّعوه » دارد « اضاعة » تنها به اين نيست كه آيهاى فرو افتد و شايد عبارت « قرآن را ضايع نكنيد » به همان معنايى باشد كه حضرت على - عليه السّلام - فرمودند : « اللّه اللّه فى القرآن » . علاوه بر اين حرفها اين روايت اصلا سند ندارد . كلام صاحب تمهيد در جمع آورى قرآن صاحب التمهيد ، پس از استدلال به سخنان سيوطى و رواية امام صادق - عليه السّلام - مىنويسد : « اوّل من قام بجمع القرآن بعد وفاة النبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - مباشرة و بوصيّة من النبى هو الامام على بن ابى طالب ثم قام بجمعه زيد بن ثابت بامر من ابى بكر كما قام بجمعه كلّ من ابن مسعود و ابىّ بن كعب و ابى موسى الاشعرى و غير هم حتّى انتهى الامر الى دور عثمان فقام بتوحيد المصاحف و ارسال نسخ موحّدة الى اطراف البلاد و حمل الناس على قرائتها و ترك ماسواها على ما سنذكر » . اولين كسى كه بعد از وفات پيامبر مباشرة به جمع آورى قرآن پرداخت ، حضرت
--> ( 1 ) - ظاهرا به بعض قرآن هم قرآن گفته مىشود ، لذا به نظر مىرسد اين اشكال وارد نباشد .